تبليغاتX
تو هم می توانی

تو هم می توانی

با پالايش و فنگ شويي خود را رهاتر كنيد

 

با تميز كردن انبار و گاراژ  و اتاق ها و غيره... در ذهن نيمه هوشيارتان (ضمير ناخودآگاه) اعتقادي راسخ ايجاد مي كنيد كه موجب پاك سازي و نظم و ترتيب زندگي تان مي شود و براي شما توانگري و عزت نفس مي آفريند. در كنار ايجاد خلاء و تخليه آنچه لازم نداريد و نظم و ترتيب چيزها، بايد مدام عبارت «نظم الهي» را تكرار كنيد. به زودي شما هم به اين نتيجه خواهيد رسيد كه؛ «تكرار عبارات تاكيدي غوغا مي كند»

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 15:28  توسط مهدی عامری فرد  | 

همزمان با تميزكردن گنجه ها و كمدها، زندگي تان را نيز از هرنظر پاك و منزه كنيد. خلاصه اين كه درونتان را از هرگونه پليدي و ناهنجاري، كينه و نفرت، بخل و حسادت و انتقام جويي تميز كنيد، تا براي دريافت پاك ترين موهبت هاي الهي آماده شويد. (ديو چو بيرون رود فرشته درآيد)

براي تجلي توانگري راستين، بايد خود را از شر آنچه نمي خواهيد داشته باشيد، خلاص كنيد تا براي آنچه مي خواهيد جا باز شود. به عبارت ديگر براي كسب توانگري، نخست بايد خلاء ايجاد كرد. تخليه نفس يا همان، خالي كردن دل و جان و روح و روان از ناپاكي ها و رذايل، براي آراسته شدن به فضايل. بنابراين خلاء از رذايل مقدمه سيراب شدن از فضايل است.

+ نوشته شده در  شنبه سی ام آبان 1388ساعت 18:8  توسط مهدی عامری فرد  | 

توجه داشته باشيد ميزان موفقيت شما به اين بستگي دارد كه تا چه حد مي توانيد از انجام كارهايي كه در زندگي شما اهميتي ندارد، بگريزيد.

سن و سال شما، يا اين كه تا كنون با زندگي خود چه ها كرده ايد و چه ها نكرده ايد مهم نيست. به حال بنگريد و به آينده!

از موارد، اوضاع و شرايط و حتي افرادي كه مي خواهيد از زندگي تان حذف شوند، فهرستي تهيه كنيد. (دوستاني كه وقتتان را بيهوده هدر مي دهند فراموش نكنيد)

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم آبان 1388ساعت 15:49  توسط مهدی عامری فرد  | 

تهذيب يا پالايش، نخستين گام توانگري و موفقيت است. بدون پاك سازي ذهني، نمي توان در عالم محسوس به «توان مندي» پايدار ورضايت بخش رسيد.

اگر مايليد به راستي توانگر شويد، در هيچ گوشه از زندگي تان نبايد مسئله اي وجود داشته باشد كه بخواهيد آن را از چشم ديگران مخفي و پنهان نگه داريد البته اين بدان معني نيست كه رازها و خلوت هاي خويش را در اختيار ديگران بگذاريد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 16:19  توسط مهدی عامری فرد  | 

نظر ابن سينا در التيام يافتن سريع تر سلول هاي بدن با كمك انديشه

ترميم جراحات؛ توسط فرشته هاي كوچك درون

   مهدي عامري فرد  

شايد شما هم شنيده باشيد كه در دوران دفاع مقدس، برخي زخم ها، شكستگي ها و صدمات بدني زودتر از حد معمول التيام مي يافت، رزمنده اي كه جراحتش نياز به پانسمان روزانه داشت  و گاهي روي زخم هايش هنوز خشك نشده بود، سرباز يا پاسداري كه با شكستگي هايي كه تنها چند روز از گچ گرفتن آن مي گذشت. مجروحي كه بنا به تشخيص پزشكان چند ماه ديگر مي بايست ميهمان تخت و بيمارستان باشد تا دوران نقاهت خود را بگذراند، علي رغم ممانعت پزشكان و اطرافيان دوباره عازم جبهه ها مي شد.

در آن دوران حماسه، چه بسا، زخمي كه مي بايست در عرض 3 ماه و يا بيشتر بهبود يابد، 15 يا 20 روزه خوب مي شد. آن هم در ميان باروت و خاك و  گرد و غبار و گاهي نيز در هواي گرم خطه جنوب....

ادامه مطلب را حتما ببینید..


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه هشتم شهریور 1388ساعت 14:58  توسط مهدی عامری فرد  | 

«ابن سينا» مدرك دانشگاهي نداشت!

اما من بايد مثل بعضي ها از آكسفورد مدرك ...  بگيرم

 

چندي پيش مطلبي در ارتباط با  ترميم شدن سريع تر سلول هاي بدن رزمندگان در دوران دفاع مقدس به جشنواره حكمت سينوي ارسال كردم، ناگفته نماند كه دانشمند بزرگ،  ابن سينا در ارتباط با «تاثير روح بر بدن» اظهاراتي بيان داشته كه مطالب ارائه شده از طرف حقير  به نوعي فرمايشات ايشان را اثبات مي كرد. مضافا اين كه براي تاييد بيشتر با چند بزرگ كه دستي بر آتش داشتند همچون  پزشكان ارتوپد (پزشك معالج رزمندگان در ايام جنگ) ، روان شناس، روحاني، مشاور و از همه مهمتر رزمندگاني كه خود اين مساله را تجربه و لمس كرده بودند مصاحبه كردم كه تمامي آن ها تاثير روح بر جسم و بهبود يافتن سريعتر صدمات جسمي را در دوران دفاع مقدس تاييد كردند.

چندي نگذشت كه از طرف جشنواره حكمت سينوي با من تلفني تماس گرفته شد و ايميل زدند كه محقق گرامي مقاله شما انتخاب شده و بدون اينكه حتي بنده سوالي كرده باشم گفتند «مقاله شما مشمول دريافت جايزه هم شده است، حتما در زمان برگزاري جشنواره به همدان تشريف بياوريد...». شما كه غريبه نيستيد، در آن لحظات خيلي به خودمان افتخار مي كرديم، با اين كه نمي دانستم مبلغ جايزه چقدر است برايش برنامه ها ريختيم و عيال مربوطه نيز كيسه ها دوخت. جاي شما خالي همگي كلي ذوق كرديم. كارها به خوبي و خوشي در جريان بود تا اين كه در يكي از تماس ها از طرف جشنواره از من سوال شد «راستي مدرك تحصيلي شما چه هست؟»

درست از آن  لحظه كه عرض كردم «ديپلم متوسطه»، آسمان فرو ريخت و كاملا اوضاع به هم خورد! هرچه عيب بود روي مطلب بيچاره من گذاشتند، خدا را شكر كنيد كه در آن روزها جاي من نبوديد، جايزه پيش كش!  چون ديگر بنده را مثل گذشته تحويل نمي گرفتند. آخر يك ديپلمه كجا و آقايان دكتر و پروفسورو دانشمندو ... كجا؟  مقاله من كه نبايد در كنار مقاله بزرگترها باشد!!

علي رغم احترامي كه براي تحصيلات دانشگاهي و زحماتي كه عالمان ، اساتيد و دانشمندان اين مرزوبوم براي پيشرفت علم كشيده اند قائلم، اما اين سوال هنوز برايم بي پاسخ مانده است كه آيا يك ديپلمه نمي تواند يك حرف خوب و درست و حسابي بزند؟ آيا اين درست است تا زماني كه مدرك تحصيلي ام نامشخص بود و نمي دانستند كه فقط تا آب پاش خوانده ام ، مطلب تقديم شده ام خوب بود و  احترام داشتم ولي بعد از اين كه مشخص شد مدرك تحصيلي بالا ندارم، فرمودند «انشاا... براي سال هاي بعد در خدمتتان هستيم» يعني برو بابا دنبال كارت بزا باد بياد! ، توي ديپلمه  بي كلاس رو چه به هم نشيني با آقايان پروفسور و اساتيد  دانشگاه؟(معلوم نيست اين مطالب رو از كجا كپي كرده...)  تازه آن موقع فهميدم  كه آقاياني كه از آكسفورد دكتراي .... گرفته اند كاملا حق داشتند،  چون در جامعه ما بعضي ها عقلشان به چشمشان است.

 راستي! شما نمي دانيد چه طوري مي شود مدارك خيلي بالا را در زمان خيلي كوتاه بدست آورد؟!

اگر دوست داريد زود تر مطلب ترميم شدن سريع تر زخم ها و شكستگي هاي رزمندگان اسلام  و يا همان

«بهبود سريع تر جراحات،  به ياري فرشته هاي كوچك درون» را تقديم كنم ، آدرس ايميل خود را  در اختيارم بگذاريد تا در اولين فرصت برايتان ارسال شود. در غير اين صورت طي چند روز آينده مقاله مورد اشاره در اختيار عموم قرار خواهد گرفت.

+ نوشته شده در  شنبه سوم مرداد 1388ساعت 13:30  توسط مهدی عامری فرد  |